بسیاری معتقدند که بحثهایی که که از جانب روشنفکران مذهبی از جمله دکتر" عبدالکریم سروش " در مورد پلورالیسم دینی و تجربه نبوی بیان شده ، بایستی در مجامع صرفاً سطح بالای علمی و اساتید تراز اول حوزه و دانشگاه مطرح شود و پس از نتیجه گیری به میان توده مردم سرازیر شود و در صورتی که این مسائل در میان عوام مطرح شود منجر به ایجاد شک وشبهه و تزلزل در میان توده عوام مسلمان و معتقد به شریعت می شود.به نظر نگارنده این روند کانالیزه کردن در بسط افکار و اندیشه های اسلامی و دینی نه تنها موجب رشد وبالندگی دینی و جذب انسانها به ارزشهای والای انسانی نمی شود بلکه ارائه تنها یک قرائت از برداشتهای دینی باعث رکود دین و عدم پاسخگویی آن به مسائل دنیای امروز می شود.
آنچه از متن قرآن و قصه های گذشتگان بر می آید این است که شک و شبهه وسوال همیشه در میان حتی عامی ترین مردمان وجود داشته ودارد ، مهم آنست که آیا فضای دینی موجود این جرات و جسارت را به آنها می دهد که آنرا بیان کنند یا خیر ؟
نگارنده در سالهای 74 تا 78 در دانشگاه تحصیل میکرده است و به خوبی با فضای سیاسی دانشگاه قبل و بعد از دوم خرداد 76 آشنایی دارد.
مشکل ما اینست که در فضای علمی ما اساتیدی که برای سخنرانی و بیان نظرات خود دعوت میشوند ، تنها و به صورت فردی دعوت می شوند و وقتی شخصی متکلم وحده باشد ممکن است نظراتی ارائه کند که از نظر خودش درست باشد و به صورتی بیان شود که بسیاری از دانشجویان که اطلاعات دینی زیادی ندارند حتی به ابتدایی ترین معتقدات دینی خود شک کنند !
هر چند اگر کسی در زمینه قرآن وتفسیر مطالعه داشته باشد به خوبی می تواند تشخیص دهد که برداشت و تفسیر قرآن با تفسیر به رأی متفاوت است و آیات قرآن مکمل یکدیگرند وبه قول خود قرآن "متشابهاً مثانی " هستند و بسیاری از افراد از جمله آقای سروش با عرض تأسف فقط یک آیه ازسوره ای را می گیرد و با همان آیه برداشت خودش را با مهارتی که در فلسفه و سخنوری و آشنایی زیادی که از اشعار مولوی دارد که از آن هم برداشتهای شخصی خود را استفاده می کند ، به نحوی بیان می کند که اگر کسی اطلاعی از آیات دیگر نداشته باشد به راحتی آن برداشت و تفسیر به رأی ایشان را می پذیرد!
زمانی که شخصی مثل دکتر سروش برای سخنرانی دعوت می شد با عرض تأسف بسیاری از افراد تاب تحمل سخنان ایشان را نداشتند وبه طرف ایشان صندلی پرت می کردند.آیا به نظر شما یک مسلمان باید چنین رفتاری داشته باشد؟
مگر قرآن نمی گوید : فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه / به بندگان من بشارت ده که سخن را میشنوند و از بهترین آن تبعیت می کنند.
البته اشکال کار از اینجاست که مخالفان سخنان ایشان هم دعوت نمی شدند تا در همانجا مناظره علمی صورت بگیرد و ابهام دانشجویان برطرف شود.
فضای دانشگاهی ما زمانی می تواند پویا و انسانساز باشد که تاب تحمل نظرات مختلف را داشته باشیم ، از بسط اندیشه های دیگران هراسی نداشته باشیم و به قول شهید مطهری در کتاب پیرامون اقلاب اسلامی به مخالفان خود در دانشگاه کرسی بدهیم تا بیایند ونظرات خود را بیان کنند.
متأسفانه در جامعه ما گروهی پیدا شده اند که هر چند خود را طرفدار مطهری عزیز می دانند اما در عمل ذره ای طبق سیره ایشان عمل نمی کنند! از همینجا به همه دوستان از هر نوع طرز تفکر و سلیقه ای توصیه می کنم بار دیگر به آثار شهید مطهری مراجعه کنیم ، پیرامون انقلاب اسلامی را بخوانید و ببینید به جای آنکه اندیشه مخالف خود را با فشار و ارعاب و تهدید به خارج از مرزها فراری دهیم و به آنها انگ های مختلف بزنیم بهتر نیست فضای جامعه را به گونه ای آرام کنیم که هر کس هنری برای دعوت به سوی خدا دارد بیاید واندیشه خود را بیان کند و زود انگ بی دینی و بی ایمانی به او نزنیم.
بگذارید سروش با برداشتهایی که از هرمنوتیک "گادامر" و هر هنر دیگری که دارد حرفش را در مورد برداشتی که از اسلام دارد بزند. دیگران هم بیایند و او را نقد کنند.